خداوند، پاك است و پاكان را دوست دارد ؛پاكيزه است و پاكيزگان را دوست دارد . [رسول خدا صلي الله عليه و آله]

...كاش عاشق مي شدم اما
   1   2   3   4   5   >>   >
نويسنده :  پرنياجان
 

اگر دوست داشتن تو اشتباست، پس من نمي خواهم که درست باشم و اگر زندگي کردن بدون تو درست است، من مي خواهم براي بقيه زندگيم در اشتباه باشم.








كجايي اي رفيق نيمه راهم
كه من در چاه شبهاي سياهم
نمي بخشد كسي جز غم پناهم
نه تنها از تو نالم كز خدا هم








اين روزها که از همه سايه ها و آدمهاي رنگي دلم به درد آمده است تنها به پنجره اي که عطر آرامش تو را مي پراکند چشم دوخته ام









اگر دوست داشتن تو اشتباست، پس من نمي خواهم که درست باشم و اگر زندگي کردن بدون تو درست است، من مي خواهم براي بقيه زندگيم در اشتباه باشم.








اي دل نگفتمت حذر از راه عاشقي؟؟؟ رفتي ؟ بسوز ، اينهمه آتش سزاي توست









زندگي مثل پيانو است ، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها . اما زماني ميتوان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي


پنجشنبه 15/1/1387 ساعت 12:52 عصر
نويسنده :  پرنياجان

 


چهارشنبه 19/10/1386 ساعت 12:38 عصر
نويسنده :  پرنياجان

جايي روم که جنس وفا را خرد کسي


 نام متاع من به زبان آورد کسي


 ياري که دستگيري ياري کند کجاست؟


 گر سينه اي خراشد و جيبي دَرَد کسي


 ياريست هرچه هست و ز ياري غرض وفاست


 ياري که بي وفاست کجا ميبرد کسي؟


 دهقان چه خوب گفت چو ميکند خار بن


 شاخي کش اين بر است چرا پرورد کسي


سه‏شنبه 1/8/1386 ساعت 7:31 صبح
نويسنده :  پرنياجان

 


براي خوشبختي تو خدا رو فرياد مي زنم


من و تو و خيابون... سه تايي زير بارون ...انگار همين ترانه رو مي خونديم


شونه به شونه هم...زير بارون نم نم...تو خود شب تو كوچه ها


مي مونديم


اسم تو بود رو لب من...قلبا با هم يكي


بودن...تنها مو ندم.
حالا تو بارون...از تو خوندم توي خيابون...تو شب بي


ستاره...تنها شدم


دوباره...چشماي من چشماتو كم مي ياره...من وترانه تو...دل و بهانه تو...


اينم چند جمله از حنا خانوم كه لطف كردن ...


چند سوال نسبتا احمقانه: چرا وقتي باطري کنترل تلويزيون تموم مي شه دکمه هاي اونو محکمتر فشار ميديم؟ چرا اگر به کسي بگيد که در فضا 4 ميليارد ستاره وجود داره باورش ميشه ولي اگر بهش بگيد رنگ ديوار خيسه خودش با دست امتحان مي کنه تا مطمئن بشه؟ چرا براي انجام مجازات اعدام با تزريق آمپول سمي، از سرنگ استريل استفاده مي کنن؟ چرا تارزان ريش و سيبيل نداره؟ آيا ميشه زير آب گريه کرد؟



بعضي عشقها مثل حضرت نوح اند. فقط از ترس طوفان ميان طرف تو _بعضي عشقها مثل حضرت آدم اند. فقط خاصيتشون اينه که اولينه _بعضي عشقها مثل حضرت ابراهيم اند. بايد توشون همه چيتو قرباني کني _بعضي عقشها مثل حضرت مسيح اند. آخرش آدم رو به صليب مي کشند _بعضي عشقها مثل حضرت موسا اند. يه خورده که دور بشي جات رو يه گوساله پر مي کنه


 


روزي از ميلتون ؛ شاعر معروف انگليسي پرسيدند :چرا وليعهد انگلستان ميتواند در چهارده سالگي بر تخت سلطنت بنشيند و سلطنت كند ؛ اما تا هيجده سال نداشته باشد نمي تواند ازدواج كند ؟؟ گفت : بخاطر اينكه اداره كردن يك مملكت از اداره كردن يك زن بمراتب آسان تر است


سرنوشت ننوشت ، گرنوشت بد نوشت اما باور کن سرنوشت را نمي توان از سر نوشت!


سه‏شنبه 3/7/1386 ساعت 10:48 صبح
نويسنده :  پرنياجان

 نازنينم گاه نگران ميشوي که نکند آنقدر که انتظار داري تو را دوست نداشته باشم . عزيزم،دوستت دارم هميشه و هميشه بي هيچ قيد و شرطي. هر چه بيشتر تو را ميشناسم بيشتر به تو علاقه مند ميشوم. همه احساسات من حتي حسادتهايم ناشي از شور عشق بوده است. در پر شور ترين احساسم حاضرم برايت بميرم.تو را بيش از اندازه ناراحت و آشفته کرده ام، ولي تو را به عشق قسم، آيا کار ديگري ميتوانم بکنم؟ هميشه براي من تازه هستي. آخرين تبسم تو شاداب ترين و آخرين حرکات تو، زيباترين آنهاست


عشق تقدير غير قابل پرهيزي است و از آن به هيچ سرا مارا توان گريختن نيست زيرا نه در مرگ و نه در زندگي از بيکران عشق فراتر نخواهيم رفت و باز به همان جا مي رسيم که عشق ما را به آن سو مي کشد


دوستت دارم نه به خاطر اينكه نيازم رو برطرف كني .نه به خاطر اينكه كس ديگه اي رو ندارم.نه به خاطر اينكه تنهام . و نه از روي اجبار بلكه به خاطر اينكه فكر مي كنم ارزش دوست داشتن داري


عاشق هرکس شدم او شد نصيب ديگري ... دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم خنجري ... من سخاوت ديده ام دل را به هرکس مي دهم ... شرم دارم پس بگيرم آنچه را بخشيده ام


نابينا به ماه گفت : دوستت دارم . ــ ماه گفت : چه طوري ؟ تو که نمي بيني . ــ نابينا گفت : چون نمي بينمت دوستت دارم . ــ ماه گفت : چرا ؟ ــ نابينا گفت : اگر مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم ولي حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم


چيزي که زن دارد و مرد را تسخير مي کند ، مهرباني اوست ، نه سيماي زيبايش


زندگي مانند لبخند ژوکوند است، در نظر اول به روي بيننده تبسّم مي کند، امّا اگر در او دقيق شوي مي گريد


کوههاي عظيم پر از چشمه اند و قلبهاي بزرگ پر از اشک .


شخصي از طفلي سوال کرد، که اگر گفتي خدا کجاست يکي اشرفي به تو خواهم داد. آن طفل در جواب گفت: اگر گفتي که خدا کجا نيست دو اشرفي به تو خواهم داد.


خداوند به سه طريق به دعاها جواب مي دهد: او مي گويد آري و آنچه مي خواهي به تو مي دهد. او ميگويد نه و چيز بهتري به تو مي دهد. او مي گويد صبر كن و بهترين را به تو مي دهد


 


يكشنبه 4/6/1386 ساعت 3:25 عصر
   1   2   3   4   5   >>   >

ليست كل يادداشت هاي اين وبلاگ
[15/1/1387- 12:52 ع] دوستم داشته باش
[19/10/1386- 12:38 ع] من و او
[1/8/1386- 7:31 ص] خانه يار كجاست؟
[3/7/1386- 10:48 ص] اين شعر را يكي از عزيزان برايم فرستاده به نام دختر آسموني
[4/6/1386- 3:25 ع] تقديم به تو
[22/5/1386- 10:22 ص] با تو هستم اي اميد زندگاني
[17/5/1386- 8:48 ص] ...عاشقم كردي ولي حالا كجا
[16/5/1386- 2:21 ع] كاش من هم ميدانستم كه تو ...
[15/5/1386- 1:34 ع] تقديم به كساني كه خيلي زود دل مي شكنن
[15/5/1386- 1:26 ع] اي عشق
[13/5/1386- 8:29 ص] تقديم به دوستاني كه به ما سر زده اند
[13/5/1386- 8:28 ص] با ياد تو اي عزيز دل
[6/3/1386- 1:31 ع] بامزه باحال كوتاه
[5/3/1386- 4:51 ع] ناكام در عشق
[5/3/1386- 4:51 ع] از طرف آقا حميد
[همه عناوين(62)]
فهرست
3371 :كل بازديدها
0 :بازديد امروز
6 :بازديد ديروز
پيوندهاي روزانه
درباره خودم
...كاش عاشق مي شدم اما
پرنياجان[62]
من پرنيا20سالمه و خواهر پرهام هستم و خيلي دوستش دارم به خاطر اون كارش را ادامه مي دم تا ببينيم خدا چي مي حواد به هر حال نظر يادتون نره ممنونم
حضور و غياب
لوگوي دوستان



اشتراك

نام:

ايميل:

 
طراح قالب