اگر دوست داشتن تو اشتباست، پس من نمی خواهم که درست باشم و اگر زندگی کردن بدون تو درست است، من می خواهم برای بقیه زندگیم در اشتباه باشم.
کجایی ای رفیق نیمه راهم
که من در چاه شبهای سیاهم
نمی بخشد کسی جز غم پناهم
نه تنها از تو نالم کز خدا هم
این روزها که از همه سایه ها و آدمهای رنگی دلم به درد آمده است تنها به پنجره ای که عطر آرامش تو را می پراکند چشم دوخته ام
اگر دوست داشتن تو اشتباست، پس من نمی خواهم که درست باشم و اگر زندگی کردن بدون تو درست است، من می خواهم برای بقیه زندگیم در اشتباه باشم.
ای دل نگفتمت حذر از راه عاشقی؟؟؟ رفتی ؟ بسوز ، اینهمه آتش سزای توست
زندگی مثل پیانو است ، دکمه های سیاه برای غم ها و دکمه های سفید برای شادی ها . اما زمانی میتوان آهنگ زیبایی نواخت که دکمه های سفید و سیاه را با هم فشار دهی
آن کوچه ی پر ز ماجرا یادت هست؟
و بازی گرگم به هوا یادت هست؟
باران که گرفت هر دومان خیس شدیم
مانند گل و پرنده ها یادت هست؟
روزی که تو را باز صدا زد مادر
گفتی:‹‹نمی آیم به خدا ››یادت هست؟
در بازی گرگم به هوا مادر برد
از من که تو را کرد جدا یادت هست؟
آن روز گذشت و بهاری دیگر
نگذاشت به باغ ما پا یادت هست؟
تو نیستی که ببینی
ازدواج مثل یک شهر حصاز شده است آنهایی که داخل آن هستند میخواهند بیایند بیرون اما نمیتوانند .آنهایی هم که بیرون هستند میخواهند داخلا شوند اما نمیتوانند
در وجودم چیزی هست که تو را نجوا می کند ... و تنها عشق مرا رها می کند ... و نور آن نگاهی ست که تو به من روا می کنی ... پس عشق و نور را از من دریغ نکن و بر من بتاب که بی عشق تو ؛ بی نگاه تو ؛ بی تو رو به غروب رهسپارم .... مرا به طلوعی دیگر برسان ....
چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاری ست
چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست
چگونه جای تو در جان زندگی سبز است
با قلاب ثروت هرگز نمیتوان ماهی عشق را صید کرد
پاییز را دوست دارم چون فصل غم است غم را دوست دارم چون گریه دل است دل را دوست دارم چون عشق را به من آموخت عشق را دوست دارم چون تو را دوست دارم چون تو را دوست دارم
دفتر خاطرات زندگی
زندگی دفتری از خاطر هست. یک نفر در شب کم، یک نفر در دل خاک، یک نفر همدم خوشبختی هاست، یک نفر همسفر سختی هاست، چشم تا باز کنیم عمرمان میگزرد ما همه همسفریم
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست،بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند،و تو از اون رسم محبت بیاموزی
سه کبریت روشن میکنم اولی برای دیدنه چشمانت دومی برای دیدن لبانت سومی برای دیدن صورتت بعد تاریکی، تا هر چه دیده ام به یاد بیاورم
وقتی تو رو از دست دادم، اشکی نریختم! چون تموم اشکهام رو برای بدست آوردنت ریخته بودم
دستت رو بزار روی قلبت، این ساعته عمرته که داره تیک تیک می کنه، جالبه، همونی که بهت زندگی میده برات شمارش معکوس رو شروع کرد
امشب خدا تو آسمون یه مهمونی بزرگ ترتیب داده اما هنوز جشن شروع نشده چون یکی از فرشته ها اوون پایین داره آف من رو می خونه
می خوام به کسی که خودش می دونه کیه بگم:
دوستت دارم! با تمام نا مهربونیات
با تمام....بازم دوستت دارم
عاشق ان نیست که در کنارت باشد ، عاشق ان است که وفادارت باشد
رفتنت آغاز ویرانی است حرفش را مزن ابتدای یک پریشانی است حرفش را مزن گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو چشم هایم بی تو بارانی است حرفش را مزن آرزو دارم که دیگر بر نگردم پیش تو راهمان با اینکه طولانی است حرفش را مزن دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا دل شکستن کار آسانی است حرفش را مزن خورده ای سوگند روزی عهد ما را بشکنی این شکستن نا مسلمانی است حرفش را مزن حرف رفتن می زنی وقتی که محتاج توام رفتنت آغاز ویرانی است حرفش را مزن
یک آرزو : فراموشم نکن !
یک دروغ : تو رو دوست ندارم !
یک حقیقت : دلم برایت تنگ شده است!
نه زبانم برای تعریف تو توانایی دارد
نه چشمهایم توان برای دیدنت دارد
نه دستهایم برای لمس کردنت تاب دارد
نه بازوهایم برای به آغوش کشیدنت دراز میشود .
و نه عمری باقی میماند تا تو را باز پیدایت کنم !
یک نصیحت : مواظب خودت باش !
یک خواهش : اصلاً عوض نشو !
نام :گمنام/ شهرت:سرگردان/ محل صدور:دنیایی فرامش شده/ شماره شناسنامه:بی مفهوم/ محل تولد:محراب غم/ نام مادر:فرشته غم / نام پدر:کوه رنج/ جرمم: به دنیا امدن/ محکومیت:زندگی کردن/ زمان رهایی:مرگ/ و قاتل:جدایی<潀ʺꭜׇ춬瘡汀ո⫀ո> 潀ʺꭜׇ춬瘡汀Ո⫀Ո>
باز یکی با غصه هاش داره آواز میخونه
وقتی غم تو دل باشه دیگه مردن آسونه
قامتش خم شده از کوله سیاه غم
چی میخواد تو روزگار جز خدا کی میدونه
کیه این مرد غریب مثل من پریشونه
میدونه همین شبو توی دنیا مهمونه
رفتنت آغاز ویرانی است حرفش را مزن ابتدای یک پریشانی است حرفش را مزن گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو چشم هایم بی تو بارانی است حرفش را مزن آرزو دارم که دیگر بر نگردم پیش تو راهمان با اینکه طولانی است حرفش را مزن دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا دل شکستن کار آسانی است حرفش را مزن خورده ای سوگند روزی عهد ما را بشکنی این شکستن نا مسلمانی است حرفش را مزن حرف رفتن می زنی وقتی که محتاج توام رفتنت آغاز ویرانی است حرفش را مزن
_____*#######*
___*##########*
__*##############
__################
_##################_________*###### ##
_##################_______*###########
__##################_____*#############
___#################*__###############*
____#################################*
______############ dels00khte ############
_______#############################
________###########################
__________###www.send2all.persianblog.com###
___________*#####################
____________*##################
_____________*###############
_______________#############
________________##########
________________*#######*
_________________######
__________________####
__________________###
___________________#
گفتی شتاب رفتن من از برای توست ،آهسته تر برو که دلم زیر پای توست!
".... دیوانگیات را جشن بگیر!... زیرا در این دنیا، جایی که تمام بشریت بیمار است، عاقل شدن چنان است که به نظر دیوانه خواهی رسید.
همیشه چند عنصــر آسمــانــی به یادم می آورند که:
زندگی دیگری هم وجود دارد که در آن همه چیز می تواند واقعـــی و نه کتابی باشد و
در عیـن حال پر متـانت و ملکــوتــی تر
هر چی فکر کردم دیدم هیچی بهتر از دوست داشتن نیست چون همیشه در دوست داشتن منطقی حاکم است که انسان براحتی به ارزش والائی میرسه.
پس ارزو میکنم که دوست داشتنت زیبا و بی ریا باشد و همیشه بتونی دوست بداری
خوب در یادم هست
آسمان آبی بود
باد سردی به تماشا می شد
برگ زردی رقصیدن گرفت
او از آن کوچه گذشت
دل من باز گرفت
_________@@@@@@@@
________@@@________@@_____@@@@@@@
________@@___________@@__@@@______@@
________@@____________@@@__________@@
__________@@________________________@@
____@@@@@@______@@@@@___________@@
__@@@@@@@@@__@@@@@@@_________@@
__@@____________@@@@@@@@@_______@@
_@@____________@@@@@@@@@@_____@@
_@@____________@@@@@@@@@___@@@
_@@@___________@@@@@@@______@@
__@@@@__________@@@@@________@@
____@@@@@@_______________________@@
_________@@_________________________@@
________@@___________@@___________@@
________@@@________@@@@@@@@@@@
_________@@@_____@@@_@@@@@@@
__________@@@@@@@
___________@@@@@_@
____________________@
____________________@
_____________________@
______________________@
______________________@____@@@
______________@@@@__@__@_____@
_____________@_______@@@___@@
________________@@@____@__@@
_______________________@
______________________@
_____________________@
و خدا ما را در بین این همه کره کهکشانی قرار داد در حالی که در آنها هیچ جانی وجود ندارد من وتو محصول دنیایی هستیم که برای خودش معجزه ای است
این هم جوک ها و آف های قشنگ برای دوستان عزیز
دختره میره پیش آخونده میگه حاج آقا من اگه دوست پسرم رو بوس کنم چی میشه؟ یارو میگه میری جهنم! دختره میگه اگه شما رو ببوسم چی؟ آحونده میگه : ای شیطون میخوای بری بهشت؟
زن از سوسک می ترسه ، سوسک از موش می ترسه موش از گربه می ترسه ، گربه از سگ می ترسه سگ از مرد می ترسه ، مرد هم از زن می ترسه
به ترکه میگن : چی شد مامانت مرد ؟ میگه: رفت پشته بوم رخت پهن کنه افتاد...میگن افتاد مرد ؟ میگه:نه بابا افتاد رو کولر ، کولر شکست افتاد . بهش میگن اون موقع مرد؟؟میگه:نه آقا جان،بعد افتاد رو تراس ، تراس خراب شد . میگن:خوب ایندفعه مرد ؟ ترکه میگه:نه بعد افتاد رو سقف گاراژ،سقف خراب شد!بهش میگن:حتماً ایندفعه مرد ؟ میگه:بازم نمرد،دیدیم داره کُلّ خونه خراب میشه،با تفنگ زدیمش
اگر فکر می کنی کسی دوستت نداره .... اگه فکر می کنی زشت هستی .... اگه فکر می کنی همه از تو متنفرن .... خوب حق داری
ماه به خورشید میگه این آدمها چه بی جنبه اند، خودشون هر شب می افتند رو هم ماچیزی ، نمیگیم،ولی ما سالی یکبار که رو هم می افتیم همه با دوربین نگاهمون میکنند
یه قزوینیه توی صف آخر نماز جمعه بوده، تو سجده آخر، یه کم زودتر از بقیه بلند میشه، یه دفعه با هیجان میگه: خدایا، به خاطر این دو رکعت نماز، من مستحق اینه همه نعمت نیستم
ترکه میگن عرق خوری رو از کجا شروع کردی میگه از زیر بغل زنم
ترکه 50 تومنی چاپ میکنه میریزن میگیرنش چون همه داشتن قنوت میخوندن یکی رفته بوده رکوع
گوسفنده نخ میخوره تسبیح میده بیرون
ترکه بیهوا میاد تو اتاق، خفه میشه
لره با خوشحالی به دوستش میگه بالاخره این جدول بعد از 2 سال حلش کردم. دوستش میگه زیاد نیست 2 سال؟ میگه نه روش نوشته بود 7 تا 10 سال
ترکه تو ماشینش بنزین سوپر میریزه، ترمز دستیش نمیخوابه
آخرین بیلبورد های تبلیغاتی شهر رشت:
مادرم دو پدر کافیست
پیرزنه میره قرص اکس میخوره ، میگه : من ترانه 15 سال دارم